نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۱۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

شکر لعل لبش در تلخی دشنام می‌پیچد

ز شیرینی زبانش بوسه در پیغام می‌پیچد

گل امیدواری می‌توان چید از عتاب او

به ظاهر گرچه گوش آرزوی خام می‌پیچد

دل پرخون عاشق می‌شود گلگونه رویش

به این عنوان اگر آن زلف عنبرفام می‌پیچد

درین صحرا که دامن بر کمر بسته است کهسارش

زهی غافل که پا در دامن آرام می‌پیچد

رهایی نیست از موج حوادث بی‌قراران را

ز بی‌تابی به بال و پر فزون این دام می‌پیچد

ز غفلت رشته امید خود کوتاه می‌سازد

گدای کوته‌اندیشی که در ابرام می‌پیچد

به دست پر، عنان نتوان گرفتن اسب سرکش را

تهیدستی عنان نفس بدفرجام می‌پیچد

اگر صید مراد هر دو عالم در کمند آرد

ز ناکامی همان صائب دل خودکام می‌پیچد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا به تلخی و شیرینی احساسات اشاره می‌کند؛ عشق همچون شکر و دشنام در کنار هم قرار دارد. عتاب و انتقاد نیز به نوعی امیدواری را به وجود می‌آورد. همچنین، به ناپایداری حوادث و احساس ناامیدی اشاره می‌کند که در دل عاشق می‌پیچد. در نهایت، اشاره به دشواری‌های زندگی و ناامیدی در پی کامیابی‌های ناپایدار دارد. شاعر با زبانی لطیف و تصاویر شاعرانه، پیچیدگی‌های عشق و زندگی را به تصویر می‌کشد.