نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۵۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به قتل هر که مایل آن دل بیباک می گردد

گریبان بر گلویش حلقه فتراک می گردد

به خورشید درخشان می رسد چون قطره شبنم

دل هر کس که آب از روی آتشناک می گردد

فروغ شمع می سازد منور چشم روزن را

اگر پاک است دل، آخر نظر هم پاک می گردد

مباد هیچ کس را روز سختی در کمین یارب

که گندم را زبیم آسیا دل چاک می گردد

زپیچ و تاب فکرت در دل شبها مشو در هم

که آخر جوهر آیینه ادراک می گردد

خشن پوشی گزیدم بهر زجر نفس، ازین غافل

که آتش فربه از پیراهن خاشاک می گردد

مخور چون غنچه گل از نسیم صبح، دم صائب

که جمعیت به گرد خاطر غمناک می گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عمق احساسات و پیچیدگی‌های انسانی اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که هر کسی که دلش با شجاعت پر شود، ممکن است به کارهای خطرناک دست یازد. همچنین، او به دنبال تحلیل مفاهیم همچون عشق، شفافیت و سختی‌های زندگی است. شاعر تأکید می‌کند که وقتی دل انسانی پاک است، نگاه او نیز به دنیا صاف می‌شود و در روزهای دشوار، مشکلات به‌طور طبیعی بیشتر نمایان می‌شود. در نهایت، او هشدار می‌دهد که نباید در افکار پیچیده غرق شد و تأکید می‌کند که حال و هوای غم، انسان را در گردابی از اندوه می‌اندازد.