نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۶۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دل صد پاره زان گرد می گلفام می گردد

که این اوراق را شیرازه خط جام می گردد

ندارد دل قرار از گردش گردون، چه دورست این

که طفل از جنبش گهواره بی آرام می گردد

درین محفل که صاف از درد و درد از صاف می جوشد

صفای وقت دارد هر که درد آشام می گردد

کدامین مرغ زیرک را قضا در دام می آرد؟

که اشک شادیی برگرد چشم دام می گردد

غزال شهری من سایه را صیاد می داند

وگرنه آهوی وحشی به مجنون رام می گردد

به دست آرزو دادم عنان دل، ندانستم

که این گلگون سرکش از دویدن خام می گردد

زبان چرب چشم شور را در چاشنی دارد

نمک در پرده های دیده بادام می گردد

محبت با دل بی نقش نرد عشق می بازد

درین عالم عقیق ساده صاحب نام می گردد

اگرنه مستحق محروم می باشد، چرا صائب

ادای خاص او دایم نصیب عام می گردد؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف دل و احساسات انسانی می‌پردازد. دل انسان، مانند گلی که در حرکت است، به شدت تحت تاثیر تغییرات و دگرگونی‌های زندگی قرار دارد. او به ناپایداری و عدم امنیت دل در دنیای پُر درد و رنج اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که در این محفل، شادی و درد همواره در هم تنیده‌اند. شاعر به زیبایی رابطه بین عشق، امید و ناامیدی را توصیف می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که در این جهان افراد با استعداد و خودخواهی‌هایشان به طور ناخواسته بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند. به طور کلی، شعر نشان‌دهنده پیچیدگی‌های عاطفی و اجتماعی انسان‌ها در زندگی است.