نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۶۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مگر قسمت مرا زان تیغ زخمی تازه می‌گردد؟

که زخم کهنه‌ام بی‌بخیه از خمیازه می‌گردد

بساط پرتو خورشید و مه برچیده خواهد شد

به این دستور اگر حسن تو بی‌اندازه می‌گردد

مکن از ماندگی اندیشه، پا مردانه در ره نه

که از صدق طلب سنگ نشان جمازه می‌گردد

ز جمعیت پریشان می‌شوم، سی‌پاره را مانم

ز هم پاشیدن صحبت مرا شیرازه می‌گردد

مکن زنهار دور از آستان خویش صائب را

که از بلبل گلستان صاحب آوازه می‌گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به بیان احساسات عمیق خود می‌پردازد. او از زخم‌های تازه و کهنه‌ای که در دل دارد سخن می‌گوید و بیان می‌کند که زیبایی و محبت محبوبش بر زخم‌هایش تأثیر می‌گذارد. او همچنین به نگرانی‌اش از ماندن در وضعیتی بدون تغییر اشاره می‌کند و معتقد است که اگر در تلاش برای دستیابی به حقیقت برود، ممکن است به دردسر بیفتد. شاعر از پراکندگی و تنش در جمعیت رنج می‌برد و احساس می‌کند که صحبت‌هایش از هم می‌پاشد. در نهایت، او به عشق و زیبایی اشاره می‌کند و هشدار می‌دهد که باید مراقب فاصله گرفتن از محبوبش باشد، زیرا این دوره می‌تواند منجر به از دست رفتن نکات مثبت زندگی‌اش شود.