نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۶۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دل آسوده در زیر فلک پیدا نمی‌گردد

ز شورش قطره‌ای گوهر درین دریا نمی‌گردد

فلک را نقطه خاک از سکون در چرخ می‌آرد

تو تا ساکن نگردی دل جهان‌پیما نمی‌گردد

به قدر آشنایان دل ز خلوت می‌کند وحشت

به خود هرکس که گردید آشنا تنها نمی‌گردد

ز استقرار مرکز می‌شود پرگار پابرجا

به گرد سر، زمین را آسمان بی‌جا نمی‌گردد

مرا روی سخن با خود بود از جمله عالم

که تا طوطی نبیند خویش را گویا نمی‌گردد

نگیرد دامن سیل سبک‌رو هر خس و خاری

دل آزاده مغلوب غم دنیا نمی‌گردد

ندارد حاصلی صائب به نیکان دوختن خود را

که سوزن دیده و راز صحبت عیسی نمی‌گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر نشان‌دهندهٔ بی‌قراری انسان در زیر آسمان و عدم آرامش اوست. شاعر بیان می‌کند که آرامش و دل‌آسودگی در زیر آسمان حاصل نمی‌شود و هر گونه بحرانی، مانند قطره‌ای در دریا، از بین نمی‌رود. برای یافتن آرامش، انسان باید به سکون درونی برسد و این امر باعث می‌شود جهان را بهتر ببیند. همچنین، آشنایان و روابط انسانی می‌توانند طریق جدیدی برای درک خود و دیگران فراهم کنند. شاعر به این نکته نیز اشاره می‌کند که هرچه بیشتر در زندگی به آرامش نرسیم، نخواهیم توانست خویش را دریابیم. در نهایت، او تأکید می‌کند که دل آزاده به غم دنیا تسلیم نمی‌شود و در پی بهبود و درک بهتری از خود و زندگی است.