نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۷۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به الزام پیاپی مدعی ملزم نمی گردد

اگر صد سال اندامش دهی آدم نمی گردد

دل معمور را سامان پیچ و تاب نمی باید

به قد خم کسی سر حلقه ماتم نمی گردد

چرا تصدیع بی حاصل دهم خار مغیلان را؟

نمازی دامنم از چشمه زمزم نمی گردد

به دریا کن دل ای ساقی و خم را در میان آور

سر ما گرم ازین پیمانه کم کم نمی گردد

چه چشمک می زنی ای سوزن عیسی به زخم من؟

رفو این دستگاه از رشته مریم نمی گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به جنبه‌های ناپایداری و بی‌فایده بودن برخی تلاش‌ها و کنش‌های انسانی اشاره دارد. شاعر با تأکید بر اینکه نمی‌توان با تغییرات ظاهری به واقعیت‌های عمیق‌تر دست یافت، نشان می‌دهد که حتی اگر کسی صد سال به بهبود ظاهر پردازد، درون او تغییر نخواهد کرد. دل شاد و آرام نیاز به هم ریختن ندارد، و زندگی باید در جوهر و معنا بگذرد نه در ظواهر بی‌محتوا. همچنین، شاعر به بی‌فایده بودن تلاش برای تصفیه و بهبود چیزهایی که ذاتاً مشکل دارند اشاره می‌کند. در نهایت، تصاویری از ناکامی و عدم توانایی در ترمیم دردها و زخم‌های عمیق انسان بیان می‌شود.