نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

صبر و طاقت از دل بی تاب می جوییم ما

حیرت آیینه از سیماب می جوییم ما

با سیه کاری طمع داریم حسن عاقبت

دولت بیدار را در خواب می جوییم ما

شکوه با ناراستی از چرخ کجرو می کنیم

راستی در جوی کج از آب می جوییم ما

چون کتان هر چند از ماه است زخم ما، همان

مرهم کافوری از مهتاب می جوییم ما

از لباسی دوستان، داریم دلسوزی طمع

اخگر از خاکستر سنجاب می جوییم ما

می کند همدرد، عیش ناقص ما را تمام

در میان رشته ها همتاب می جوییم ما

در پریشان کردن جمعیت دنیاست جمع

آنچه از جمعیت اسباب می جوییم ما

گرمیی کز عشق باید جست آن را در لباس

از سمور و قاقم و سنجاب می جوییم ما

از وصال یار محرومیم با همخانگی

در حرم چون غافلان محراب می جوییم ما

هر که خود را جمع می سازد همه عالم در اوست

بحر را در حقه گرداب می جوییم ما

از حقیقت روی صائب در مجاز آورده ایم

ماه را دایم ز طشت آب می جوییم ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر جستجوی انسان‌ها برای یافتن ارزش‌ها و حقیقت‌های عمیق در زندگی است. شاعر از صبر و شکیبایی، حیرت و زیبایی، و خواسته‌های پیچیده‌تری مثل امید به آینده و حقیقت سخن می‌گوید. او به نقد نابهنجاری‌های زندگی می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه انسان‌ها در میان تنگناها و مشکلات، به دنبال عشق، دوستی و حقیقت می‌گردند. به طور کلی، شعر به تضادها و چالش‌های زندگی اشاره دارد و بیانگر تلاش انسان برای یافتن آرامش و تحقق خواسته‌هایش در جهانی بی‌ثبات و پر از ناپایداری است.