نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۸۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

کدام آیینه رو احرام این میخانه می بندد؟

که می آیینه بر پیشانی پیمانه می بندد

که امشب می شود از شرمگینان میهمان من؟

که دود آه، چشم روزن کاشانه می بندد

خرابات مغان خوش خاک عاشق پروری دارد

که شمع آنجا کمر در خدمت پروانه می بندد

زصندل جبهه ما در بغل پروانگی دارد

بر همن کی به روی ما در بتخانه می بندد؟

زسنگ کودکان دل بر گرفتن سختیی دارد

وگرنه راه صحرا را که بر دیوانه می بندد؟

زمژگان سیل می بارد دل الفت سرشت من

اگر گرد خرابی رختم از ویرانه می بندد

نه برقی در کمین، نه تندبادی در نظر دارد

به امید چه یارب خوشه ما دانه می بندد؟

چنان بیگانه است از آشنایی مشرب صائب

که در بر آشنا چون مردم بیگانه می بندد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف پیچیدگی‌ها و زیبایی‌های عشق و احساسات انسانی می‌پردازد. شاعر از میخانه به عنوان مکانی برای بستن احرام و حضور میهمانان شرمگین یاد می‌کند که همه در پی لحظه‌ای ناب هستند. خرابات، یا همان محل شراب‌خواری، جایی است که عاشقانه‌ها و روابط عمیق در آن شکل می‌گیرد. همچنین به تضاد میان آشنایی و بیگانگی اشاره شده و به تجربه‌های درونی انسان نسبت به ارتباط با دیگران پرداخته می‌شود. به طور کلی، شعر به طور زیبایی از عشق، دوستی و احوالات عاطفی پرده برمی‌دارد.