نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۹۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

تو چون نوخط شوی طاوس جنت پر برون آرد

تو چون بر هم زنی لب، بال و پر کوثر برون آرد

نباشد سرمه توفیق در هر گوشه چشمی

کجا زاهد سر از خط لب ساغر برون آرد؟

اگر رخسار چون گل را به بالین آشنا سازی

چو بلبل غنچه تصویر بال و پر برون آرد

اگر ساقی زمستی یک نفس از پای بنشیند

زجذب شوق میخواران صراحی پر برون آرد؟

به نشتر کوچه بندی می کنی رگ را، نمی ترسی

که هر یک قطره خونم زصد جا سر برون آرد

گر این یک مشت خاکستر که دل گویند، نگدازم

به زور تشنگی آب از دل گوهر برون آرد

نمی دانند مردم آفتابی هست در عالم

خدا آیینه ما را زخاکستر برون آرد

شهید می چو از خاک لحد سرمست برخیزد

به جای نامه برگ تاک در محشر برون آرد

که را داریم ما غیر ظفرخان در جهان صائب؟

نهال آرزوی ما در اینجا پر برون آرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌ها و احساسات عمیق انسانی می‌پردازد. شاعر با استفاده از نمادهایی مانند طاووس، کوثر و بلبل، به قدرت عشق و شوق اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که با برآورده شدن آرزوها و اشتیاق‌ها، زندگی و زیبایی‌های آن به وجود می‌آید. همچنین، درباره‌ی عشق و وجود الهی سخن می‌گوید و یادآور می‌شود که اگرچه انسان‌ها ممکن است ناآگاه باشند، اما خداوند زیبایی‌ها را از دل خاکستر نشان می‌دهد. در نهایت، تکیه بر امید و آرزوهایی که در دل داریم نیز بخشی از شعر است.