نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۹۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چه خوش باشد خط از رخسار جانان سر برون آرد

از این آتش به جای دود ریحان سر برون آرد

ندارد حاصلی سوز محبت را نهان کردن

که عود زیر دامن از گریبان سر برون آرد

مشو زان لعل سیراب از جواب خشک رو گردان

که این موج سراب از آب حیوان سر برون آرد

به پای هر که از کوتاه بینی بشکنم خاری

زپیش دیده من همچو مژگان سر برون آرد

به خواریهای دوران صبر کن گر از عزیزانی

که از زندان به خوابی ماه کنعان سر برون آرد

ندارد گفتگوی مردم دیوانه توجیهی

چسان تعبیر از این خواب پریشان سر برون آرد؟

زجمعیت نباشد بهره ای کوتاه دستان را

که از دریای گوهر خشک مرجان سر برون آرد

بود چون صبح هر کس در طریق عاشقی صادق

زچاک سینه اش خورشید تابان سر برون آرد

در آن محفل که باشد در کمین صد آستین افشان

چگونه شمع ما از زیر دامان سر برون آرد؟

همان از شرم باشد حلقه بیرون در صائب

به قمر سرو اگر از یک گریبان سر برون آرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان زیبایی‌ها و دردهای عشق پرداخته و نشان‌دهنده‌ی احساسات عمیق شاعر است. شاعر از ظهور عشق و زیبایی در قالب‌های مختلف سخن می‌گوید و به معنای واقعی عشق اشاره دارد. همچنین به سوز و گداز ناشی از عشق و تلاش برای تحمل آن در برابر مشکلات اشاره شده است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌ها، عشق را همچون آتش و زیبایی را مانند گل ریحان توصیف می‌کند. به طور کلی، این اشعار بیانگر تمایلات عاشقانه و چالش‌های مرتبط با آن هستند.