نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۹۲۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مرا خرسندی از سامان دنیا محتشم دارد

دل خرسند هر کس دارد از دنیا چه غم دارد؟

نمی گردد به خاطر هیچ کس را فکر برگشتن

چه خاک دلنشین است این که صحرای عدم دارد

سبکسیری که چون تیرش زبان و دل یکی باشد

به هر جانب که رو آرد گشایش در قدم دارد

شکست از صبح صادق فوج شب با آن گرانسنگی

حذر کن از صفی کز راستی با خود علم دارد

نمی سازد به خون خویش رنگین دست و تیغی را

چه لذت از حیات خویشتن صید حرم دارد؟

میان خواب و بیداری زمانی هست عارف را

که هم فیض دل شب، هم صفای صبحدم دارد

کجی نبود صراط المستقیم عشق را صائب

به قدر پیچ و تاب رهرو این ره پیچ و خم دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات خود نسبت به دنیا و زندگی می‌پردازد. او بیان می‌کند که دل خوش و خرسند هر فردی باید متکی به خود باشد و از غم‌های دنیا پرهیز کند. همچنین اشاره می‌کند که هیچ‌کس به فکر بازگشت نیست و زندگی اگرچه گاهی دشوار به نظر می‌رسد، اما می‌تواند زیبا باشد. او از اهمیت هماهنگی بین زبان و دل سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که انسان باید از راستگویی و صفا دور نشود. در نهایت، شاعر به تناقضات و پیچیدگی‌های عشق و زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که راه عشق هرچند سخت و پیچیده است، اما ارزش پیمودن را دارد.