نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۹۷۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دل از عاشق به شرم آن نرگس غماز می گیرد

شکار خود به چشم بسته این شهباز می گیرد

اگر روی دلی از غنچه این بوستان بیند

زباد صبح بلبل بوی گل را باز می گیرد

چراغ اهل معنی می شود از سرزنش روشن

زبان شمع تیزی از دهان گاز می گیرد

اگرچه مانع پرواز می باشد گرفتاری

مرا دل در بر از یاد قفس پرواز می گیرد

مشو از شکر حق غافل که حق از خلق نعمت را

نمی گیرد به کفر، اما به کفران باز می گیرد

در انجام حیات از ضبط او عاجز نمی گردد

عنان نفس صائب هر که از آغاز می گیرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف احساسات عاشقانه و پیچیدگی‌های آن می‌پردازد. او از شرم دل عاشق به خاطر زیبایی نرگس صحبت می‌کند و به چگونگی شکار عشق توسط دل اشاره دارد. همچنین به قدرت و تاثیر بلبل در بوستان و زیبایی گل‌ها می‌پردازد. شاعر می‌گوید که سرزنش و ناراحتی می‌تواند باعث روشن شدن چراغ عقل باشد و در عین حال به ارتباط بین حق و نعمت‌ها نیز اشاره می‌کند. در نهایت، او بیان می‌کند که انسان نمی‌تواند از تأثیرات و تقدیرات الهی فرار کند و دست خداوند در زندگی همواره برتر از تصورات انسان‌هاست.