غزل شمارهٔ ۳۰۰۰ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به رغبت با خم زلفش دل بیتاب میسازد
چو آب زندگی با ماهی این قلاب میسازد
شود گلزار ابراهیم آتش بر گنهکاران
دل ما را چنین گر شرم عصیان آب میسازد
به احسان ای توانگر دستگیری کن فقیران را
که دریا بهر ریزش ابر را سیراب میسازد
سپهر کجرو از جا در نیارد اهل تمکین را
خس و خاشاک را سرگشته این گرداب میسازد
سفیدیهای مو گفتم شود صبح امید من
ندانستم که غفلت پردههای خواب میسازد
وفاداری مجو از دولت هرجایی دنیا
به یک روزن کجا خورشید عالمتاب میسازد؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و تأثیر آن بر دل و زندگی انسانها میپردازد. شاعر به زیبایی زلف معشوق اشاره میکند که چطور دلهای بیتاب را تحت تأثیر قرار میدهد، مانند آبی که زندگی ماهی را تأمین میکند. همچنین به عواقب گناهکاران و نیاز به لطف و دستگیری از فقیران اشاره دارد. جهان را به عنوان جایی معرفی میکند که کسی نمیتواند از آن فرار کند و خس و خاشاک در گرداب آن گم میشوند. در نهایت، شاعر به بیوفایی دنیا و غفلت از امیدها اشاره میکند و خاطرنشان میسازد که وفاداری در شرایط ناپایدار ممکن نیست.