نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۹۹۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

شکوه عقل را بسیاری گفتار کم سازد

دو لب را در نظرها خامشی تیغ دودم سازد

شود آگاه از اسرار سر پوشیده عالم

زمهر خامشی هر کس مهیا جام جم سازد

چو شاهین سر مپیچ از راستی تا محترم گردی

که میزان را سبک در چشم مردم سنگ کم سازد

از ان شد از دم شمشیر راه عشق نازکتر

که هر کس پا برون از راه بگذارد قلم سازد

من این مژگان خونریزی کزان خوش چشم می بینم

علم را چرب از خون غزالان حرم سازد

زنقص عشق زاهد سر به دنبال خرد دارد

وگرنه خضر هیهات است با نقش قدم سازد

نفس چون گردباد آن روز سازد راست صاحبدل

که مشت خاک خود را گرد صحرای عدم سازد

چنین گر فکر دنیا خلق را خواهد فرو بردن

به اندک روزی از قارون زمین را محتشم سازد

زچشم شور، صائب دوربینی می جهد سالم

که در دارالقمار زندگی با نقش کم سازد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره اهمیت عقل و خاموشی در درک اسرار عالم است. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که اگر انسان‌ها به درستی از عقل خود استفاده کنند و از خودخواهی‌های بی‌مورد دوری کنند، می‌توانند به درک عمیق‌تری از زندگی و عشق برسند. همچنین، او بر این باور است که دنیا بر انسان‌ها تأثیر می‌گذارد و اگر در فکر دنیایی باشند، به راحتی می‌توانند خود را گم کنند. در نهایت، شاعر به نقش حسرت و عشق در زندگی اشاره می‌کند و به این نکته می‌پردازد که چگونه می‌توان از درد و رنج‌ها به آگاهی و روشن‌فکری دست یافت.