غزل شمارهٔ ۳۰۲ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای ترا در سینه هر ذره پنهان رازها
در میان مهر خاموشی گره آوازها
در تلاش جستجویت سر به هم آورده اند
مقطع انجام ها و مطلع آغازها
در زمین بوس جلالت، طایران قدس را
آه خون آلود گردد رشته پروازها
یک دل بیدار در نه پرده افلاک نیست
پرده خواب است گویا پرده این سازها
در دل کان گوهر و در چشم دریا نم نماند
خامه صائب همان در پرده دارد رازها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به رازها و اسراری که در دل هر موجودی وجود دارد، اشاره میکند. شاعر بیان میکند که در سکوت و خاموشی، صداهایی نهفته است و جستجوی عشق و زیبایی، انسانها را به هم تنیده است. او همچنین به جلال و عظمت پرندگان و پرواز یاد میکند و نشان میدهد که چگونه دل بیدار در این دنیا جایی ندارد و همه چیز به گونهای خواب و توهم است. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره دارد که در دل هر گوهر و عمق دریا، رازهایی وجود دارد که تنها با قلم و هنر میتوان به آنها پی برد.