غزل شمارهٔ ۳۰۲۳ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دل ما بر سیه روزان فقر از خود فزون سوزد
چراغ خانه ما در برون بیش از درون سوزد
به چشم روشنم از اشک خواهد شد سیه عالم
به این عنوان اگر در دل مرا چون لاله خون سوزد
ندارد رنگی از بال سمندر آتش سوزان
کجا آن پرده شرم از شراب لاله گون سوزد؟
بود دست حمایت عشق حسن آتشین خو را
که لرزد شمع بر خود بیشتر پروانه چون سوزد
اگر نعلش در آتش نیست از خورشید رخساری
چرا هر شب ز انجم داغ چرخ نیلگون سوزد؟
برآرد سر چو دود از خیمه گستاخانه لیلی را
نفس چون گردباد آن را که در دشت جنون سوزد
ندارم شکوه ای از طالع وارون، به این شادم
که می آید به پایان زود چون شمعی نگون سوزد
نشوید خواب اگر از چشم شیران گریه مجنون
که در شبها چراغی بر سر اهل جنون سوزد؟
برآید روز حشر از بوته صائب چون زر خالص
به درد و داغ عشق آن کس که در اینجا فزون سوزد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به توصیف دلتنگی و درد ناشی از فقر و رنج سیهدیدگان میپردازد. شاعر احساس میکند که درد و سوزش در دل او بیشتر از دیگران است و روشنایی زندگیاش بیشتر در بیرون از خانه یافت میشود. او به عشق و احساسات شعلهور اشاره میکند و نشان میدهد که حتی اگر در زندگیاش نشانهای از خوشی نباشد، عشق و اشتیاق او همچنان زنده و سوزان است. شاعر همچنین از آینده و روز قیامت صحبت میکند و به این نکته اشاره میکند که عشق و درد او در این دنیا عمیقتر از هر چیزی است و ترس و ناراحتی او از سرنوشت، باعث نمیشود که از این احساسات رها شود. به طور کلی، شعر غم و اندوه ناشی از عشق و فقر را با تصاویری زیبا و آتشین بیان میکند.