نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۰۵۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

کجا خون مرا آن ساقی طناز می ریزد؟

که خون شیشه در ساغر به چندین ناز می ریزد

چه خواهد کرد گاه جلوه مستانه، حیرانم

سهی سروی که با خودداری از وی ناز می ریزد

کدامین تنگ ظرف آمد به این عشرت سرا یارب

که ساقی باده از ساغر به مینا باز می ریزد

ندارد صرفه ای با بی پروبالان در افتادن

زخون کبک، رنگ قتل خود شهباز می ریزد

ندارد در دل معشوق اگر عاشق ره پنهان

که در دل غنچه را این خرده های راز می ریزد؟

به این افتادگی، دارم هوای سرو بالایی

که نقش از بال مرغان سبک پرواز می ریزد

در ایام خزان چون جمع سازد خویش را صائب؟

گلی کز بار از لرزیدن آواز می ریزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌های عشق و محبت اشاره می‌کند و به احساسات عمیق و تناقض‌های آن پرداخته است. او به تصویری از ساقی و می‌نوشی اشاره می‌کند که خون و عشق را با ناز و لطافت می‌ریزد. شاعر در مورد جذابیت معشوق و تأثیر آن بر قلب عاشق صحبت می‌کند و از تجربیات تلخ و شیرین عشق در حیات خود یاد می‌کند. همچنین، به نگهداری رازها و زیبایی‌های پنهان اشاره دارد، و در نهایت به تغییرات طبیعی زندگی و پاییز اشاره می‌کند که نشان‌دهنده زوال و ناپایداری است.