نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۱۰۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دو شب از ماه نو سالی به عید امید می باشد

هلال جام هر جا هست سی شب عید می باشد

نباشد دولت ناخوانده را نسبت به دولتها

نشاط افزون دهد صحبت چو بی تمهید می باشد

زنور حق بود هر کس زهستی بهره ای دارد

ظهور ذره ناچیز از خورشید می باشد

نمی اندیشد از زخم زبان هر کس که مجنون شد

بهار خشک مغزان سایه های بید می باشد

به عبرت بین جهان را تا کند قطع امید از تو

که دیدنهای رسمی را زپی وادید می باشد

بود از گردش پرگار دور عیش مرکز را

گشاد اهل دل در حلقه توحید می باشد

به روی تازه صائب صلح کن از میوه های تر

که سرو از دست خالی تازه رو جاوید می باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به زیبایی از عید و امید سخن می‌گوید و به اهمیت جشن‌ها و شادی‌ها اشاره دارد. در آن، هلال ماه نشانه‌ای از عید و زمان خوشی است و هیچ دولتی نمی‌تواند شادی و نشاط را از دل‌ها برباید. همچنین، اشاره می‌شود که به حقایق زندگی باید توجه کرد و نباید از زخم زبان دیگران متاثر شد. در نهایت، دعوت به صلح و دوستی و لذت از میوه‌های زندگی در کنار یکدیگر مطرح می‌شود.