نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۱۲۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

شراب بیخودی در شیشه و ساغر نمی باشد

فروغ مهر در فرمان نیلوفر نمی باشد

چراغ طور در فانوس مستوری نمی گنجد

سپند شوخ را آرام در مجمر نمی باشد

در آب چشم می بینند مردم صورت خود را

درین ماتم سرا آیینه دیگر نمی باشد

همیشه نعمت آماده است مهمان سلیمان را

کسی کز خوان دل روزی خورد لاغر نمی باشد

نگردد جمع علم ظاهری با سینه روشن

صفا در چهره آیینه با جوهر نمی باشد

در آن هنگامه صد زخم نمایان بر جگر دارم

که غیر از لب گزیدن بخیه دیگر نمی باشد

زخط گلرخان بردار صائب کام دل اینجا

که در فردوس این ریحان جان پرور نمی باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر این موضوع است که بسیاری از لذت‌ها و زیبایی‌های دنیوی در چیزهای ظاهری و مادی پیدا نمی‌شوند. شراب و عشق واقعی فراتر از ظرف و ساغر هستند، و محبت و زیبایی در دل انسان‌ها نهفته است. به عبارت دیگر، دسترسی به معنای عمیق زندگی و زیبایی‌ها نیازمند شناخت و بیداری درون است. شاعر به عدم وجود آیینه‌ای در عالم ماتم اشاره می‌کند که آینه‌ای از حقیقت را نشان دهد و می‌گوید کسی که از دل و عشق واقعی تغذیه کند، هرگز ضعیف و لاغر نخواهد شد. در نهایت، او به زیبایی‌های خاص و عمیق یک فرد اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که در دنیای ظاهری نمی‌توان به عمق معانی و لذت‌های واقعی دست یافت.