نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۱۲۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

اثر آه و فغان را در دل خرم نمی باشد

نپیچد ناله در هر دل که کوه غم نمی باشد

فریب عشرت دنیا مخور کز بهر جمعیت

کمند وحدتی چون حلقه ماتم نمی باشد

به کوه بیستون درد چون فرهاد تن درده

که در میزان عدل عشق سنگ کم نمی باشد

مکن مرهم به زخم سینه صد چاک من ضایع

که چون چاک قفس زخم مرا مرهم نمی باشد

منم گر بیوفا، پس نیست در عالم وفاداری

تویی گرآشنا، بیگانه در عالم نمی باشد

مخور چون صبح کوته بین فریب عشرت دنیا

که عمر خنده شادی به جز یک دم نمی باشد

قدم بیرون منه از حلقه صاحبدلان صائب

سلیمان را حصاری بهتر از خاتم نمی باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی عواطف و تجربه‌های انسانی می‌پردازد و به نوعی به دل‌نگرانی‌ها و ناکامی‌های عشق و زندگی اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که آه و فغان در دل کسی که غم ندارد، بی‌اثر است و ناله‌ی او در دل‌ها نمی‌پیچد. او بر این نکته تأکید می‌کند که دلبستگی به دنیاست و جمعیت نمی‌تواند انسان را به وحدتی حقیقی برساند. همچنین، عشق را با عدل مقایسه می‌کند و می‌گوید که در عشق، سنگین بودن بار دردها طبیعی است. اشاره به زخم‌های دل و اینکه مرهم‌ها نمی‌توانند مشکلات عمیق روحی را درمان کنند، نشان‌دهنده‌ی عمق احساسات شاعر است. او همچنین به بی‌وفایی و وفاداری اشاره می‌کند و می‌گوید که بی‌وفایی او باعث عدم وفاداری در جهان نمی‌شود. در نهایت، شاعر می‌گوید که در زندگی نباید فریب خوشی‌های زودگذر را خورد و به دوستی‌های واقعی و عمیق و بودن در جمع صاحبدلان اهمیت می‌دهد.