نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۱۲۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

حصاری آدمی را به ز همواری نمی‌باشد

دعای جوشنی چون ترک خونخواری نمی‌باشد

مرا از خانه زنبور آتش دیده، روشن شد

که حسن عاقبت با مردم‌آزاری نمی‌باشد

سبکباری به مقصد می‌رساند زود رهرو را

سفر را سنگ راهی چون گرانباری نمی‌باشد

جرس بی‌جا گلوی خود ز افغان پاره می‌سازد

ره خوابیده را امید بیداری نمی‌باشد

نشد هرکس عزیز از خواری دوران نیندیشد

یتیمان را خطر از خط بیزاری نمی‌باشد

ز شعر تر بزن بر روی خواب‌آلودگان آبی

که در روی زمین خیری چنین جاری نمی‌باشد

ز خاکستر دل آیینه تاریک روشن شد

که می‌گوید سفیدی در سیه‌کاری نمی‌باشد؟

ندارم گرچه غمخواری درین وحشت‌سرا شادم

که در هرجا طبیبی نیست بیماری نمی‌باشد

ز بی‌دردی تو خرج آشنایان می‌شوی صائب

وگرنه همدمی چون ناله و زاری نمی‌باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی کیفیت‌های انسانی، روابط اجتماعی و چالش‌های زندگی می‌پردازد. شاعر با بیان نمادین و زیبا بر نکاتی چون دوری از آزار، ارزش صداقت و محبت، عوامل دستیابی به خوشبختی، و اهمیت تفکر در مورد دیگران تأکید می‌کند. او همچنین اشاره می‌کند که انسان‌ها باید نسبت به رفتار خود آگاه باشند و پی می‌برد که در دشواری‌ها، امید و همدلی می‌تواند منبع تسلی باشد. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که در سختی‌ها و بحران‌ها، هنوز هم نوع‌دوستی و همدردی در زندگی انسان‌ها اهمیت دارد و جایگزینی برای آن وجود ندارد.