نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۲۰۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

بغیر از دل مصاف عشق دیگر از که می آید؟

زدن بر قلب آتش چون سمندر از که می آید؟

به روی تازه زیر بار دل عمری بسر بردن

درین بستانسرا غیر از صنوبر از که می آید؟

به اشک گرم چشم بیغمان را شستشو دادن

بجز سرچشمه خورشید انور از که می آید؟

علم را گر نگردد راستی بال و پر جرات

به تنهایی زدن بر قلب لشکر از که می آید؟

به آب خشک حرف طوطیان را سبز گرداندن

بجز آیینه تردست دیگر از که می آید؟

به کوشش بر نیاید ریشه جهل از دل نادان

به صیقل، بردن از آیینه جوهر از که می آید؟

گرفتم دور کردی چشم شور خاکیان از خود

حذر کردن زچشم شور اختر از که می آید؟

هوس را عشق کردن نیست کار هر گدا چشمی

ز چندین در شدن قانع به یک در از که می آید؟

بغیر از تشنه دیدار در هنگامه محشر

ندادن آب چشم خود زکوثر از که می آید؟

مزن لاف شکیبایی به زیر آسمان صائب

درین دریای پرآشوب، لنگر از که می آید؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق عشق و تضادهای آن می‌پردازد. شاعر به بررسی چیزهایی می‌پردازد که در عشق وجود دارند و تنها از آن عشق ناشی می‌شوند. او به دنبال پاسخ به سؤالاتی است که در عشق و زندگی وجود دارد؛ مانند اینکه چه چیز دیگری می‌تواند قلب را بسوزاند یا چه چیزی می‌تواند اشک را شستشو دهد. او اشاره می‌کند که علم و دانش بدون راستگویی و صداقت بی‌فایده است و تنها تلاش و کوشش است که می‌تواند ریشه‌های ignorance را از بین ببرد. شاعر همچنین به تمایز میان چنین احساساتی و گاه و بی‌گاهی در زندگی اشاره می‌کند و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که عشق و اشتیاق واقعی، امری بسیار خاص و نایاب است که از درون فرد سرچشمه می‌گیرد.