نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۲۰۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

اگر درد مرا زان بی‌مروت چاره می‌آید

نه آخر چشمه هم بیرون ز سنگ خاره می‌آید؟

کلیدی نیست غیر از سخت‌رویی قفل مطلب را

به آهن این شرر بیرون ز سنگ خاره می‌آید

کدامین خانه پرداز است در جانم نمی‌دانم

که جای اشک از چشمم دل آواره می‌آید

نمی‌بیند به دنبال خود از حرص طلب غافل

وگرنه روزی از دنبال روزی‌خواره می‌آید

نظر بر چشم شیر انداختن بندد دهانش را

تو گر ثابت قدم باشی چه از سیاره می‌آید؟

بلا در آستین بسیار دارد گوشه عزلت

که گل از شاخ بیرون با دل صدپاره می‌آید

نوازش در مقام معذرت کم نیست از ریزش

که گاهی کار شیر از جنبش گهواره می‌آید

به غیر از بی‌کسی صائب که می‌گیرد خبر از من

که از یاران به سروقت من بیچاره می‌آید؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره درد و رنج‌های عاطفی و انسان‌های بی‌مروت است که به دنبال چاره‌ای برای آن هستند. شاعر می‌گوید که فقط با سخت‌کوشی می‌توان به حقیقت رسید و گل‌های زیبا از دل‌های آشفته و اشک‌ها به وجود می‌آید. همچنین، او اشاره می‌کند که در جستجوی ثروت و رزق، انسان ممکن است از دست دادن خود را نبیند. در عزلت و تنهایی، بلاهایی به سر او می‌آید که نشان از غم و اندوه دارد. شاعر به این نکته نیز اشاره می‌کند که حتی در روزهای سخت، نوازش و محبت در قلب‌ها وجود دارد، اما او در بی‌کسی و غم خود آگاه است و کسی از یارانش به او توجهی نمی‌کند. به طور کلی، این شعر احساسی عمیق از تنهایی و تلاش برای یافتن آرامش در مشکلات را به تصویر می‌کشد.