نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۲۲۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نکویان را عتاب و لطف با هم یار می‌باید

زبان تلخ با لب‌های شکربار می‌باید

درین بستان‌سرا چون سرو معشوقی و رعنایی

به قامت راست ناید، شیوهٔ رفتار می‌باید

نه آسان است جمع آوردن اسباب دلداری

رخ آیینه‌سان و خط چون زنگار می‌باید

ز جوش مشتری گیرد بلندی قیمت گوهر

قماش ماه کنعان بر سر بازار می‌باید

حیا از عهده این خیره چشمان برنمی‌آید

گلستان ترا گوش گران، دیوار می‌باید

به مژگان بیستون را می‌توان برداشتن از جا

همین روی دلی زان یار شیرین کار می‌باید

زلیخا چشم یاری از صبا دارد، نمی‌داند

که بوی پیرهن را چشم چون دستار می‌باید

نه آسان است سر از حلقه مستان برون بردن

سری آشفته‌تر از طرّهٔ دستار می‌باید

متاع من همه گفتار بی‌کردار و در محشر

پی سودا همه کردار بی‌گفتار می‌باید

به شب بیداری از نیرنگ می ایمن مشو صائب

که مکر دختر رَز را دل بیدار می‌باید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان زیبایی‌های زندگی و عشق می‌پردازد و ارتباطی عمیق بین عاطفه و رفتار انسانی را ترسیم می‌کند. او با اشاره به لزوم توأم بودن عتاب و محبت، به بیان شیوه‌های عشق و دوستی می‌پردازد. همچنین، می‌گوید که نمی‌توان به سادگی به دل کسی راه یافت و برای این کار به ویژگی‌های خاصی نیاز است. شاعر به تلاشی که برای جلب محبت و توجه معشوق لازم است اشاره می‌کند و در نهایت به پیچیدگی‌های عشق و فریب‌هایی که در آن وجود دارد، نظر می‌کند. در کل، شعر توصیفگر و عمیق از چالش‌ها و زیبایی‌های عشق و روابط انسانی است.