نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۲۲۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مدام از عشق جوشی در دل بی کینه می باید

چو دریا مطرب عاشق درون سینه می باید

زچشم بد نگه دارد سیاهی آب حیوان را

جمال هفته را نیل شب آدینه می باید

میسر نیست خودداری درون خانه خالی

نگهبانی ترا در خلوت آیینه می باید

نباشد سرکشی از خامه مو اهل صورت را

برای صید مردم خرقه پشمینه می باید

زمین پاک اکسیری است بهردانه قابل

نهال دوستی را سینه بی کینه می باید

ترقی در شناسایی بود ارباب دولت را

که از حفظ مراتب این بنا را زینه می باید

گشاید عقده های مشکل از فکر کهنسالان

شراب کهنه از بهر غم دیرینه می باید

مکن دست فضولی زینهار از آستین بیرون

که زخم خار را چون گل سپر از سینه می باید

میاور بر زبان بی پرده حرف عشق را صائب

که دل این گوهر شهوار را گنجینه می باید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به اهمیت عشق و دوستی بدون کینه تأکید می‌کند. او عشق را مانند یک جوش در دل توصیف می‌کند که باید همواره زنده باشد. همچنین به نگهبانی از عشق و زیبایی‌های آن اشاره می‌کند و می‌گوید که در خلوت باید به این احساسات توجه کرد. شاعر به این نکته می‌پردازد که دل باید پاک باشد و نباید از موقعیت‌های خوب برای آسیب رساندن به دیگران سوءاستفاده کرد. در نهایت، او می‌گوید که نباید عشق را به راحتی بر زبان آورد، زیرا این احساسات ارزشمند و گرانبها هستند و نیاز به حفظ و نگهداری دارند.