نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۲۳۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

گره تا کی ز ابروی سخن پرداز نگشاید؟

در رحمت به رویم چند آن طناز نگشاید؟

سراسر گرد دام از سایه گل راه گرداند

بدآموز قفس آغوش بر پرواز نگشاید

زبخت تیره امید گشایش نیست در کارم

به سعی سرمه هرگز عقده آواز نگشاید

به خون نغمه رنگین باد منقار نواسنجی

که بال بیغمی در چنگل شهباز نگشاید

اگر ذوق سخن داری برو صائب قلم سر کن

کسی این عقده را بی ناخن اعجاز نگشاید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان ناکامی‌ها و موانع در زندگی می‌پردازد. شاعر در آن به طور نمادین از ابرو و طنازی به عنوان نمادی از زیبایی و رحمت سخن می‌گوید که به او روی نمی‌آورد. همچنین حسرت و ناامیدی او از عدم توانایی در پرواز و آزادگی را بیان می‌کند. او به مشکلاتی که در راه بروز استعدادهایش وجود دارد اشاره می‌کند و می‌گوید حتی تلاش‌هایش هم به نتیجه نمی‌رسد. در نهایت، شاعر از کسی که ذوق سخن دارد می‌خواهد برای رهایی از این گره‌ها تلاش کند، زیرا بدون تلاش و عمل، هیچ مشکلی حل نخواهد شد.