غزل شمارهٔ ۳۲۸۳ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
دیدنت باعث سرسبزی جان میگردد
پیر در سایه سرو تو جوان میگردد
دیده مگشا به تماشا که درین عبرتگاه
هرکه پوشد نظر از دیدهوران میگردد
در سبکمغز ندارد سخن سخت اثر
که فلاخن سبک از سنگ گران میگردد
بر مدار از لب خود مهر خموشی زنهار
کاین سپر مانع شمشیر زبان میگردد
از بدان فیض محال است به نیکان نرسد
تیر کج باعث آرام نشان میگردد
عالم از جلوه مستانه او شد ویران
آب از قوت سرچشمه روان میگردد
صائب از دور محال است که افتد جامش
هرکه در میکده از دُردکشان میگردد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وصف تاثیرات مثبت و منفی نگاه و کلام انسانها میپردازد. شاعر با اشاره به زیباییهای دیدن محبوب، آن را عاملی برای جوانی و سرسبزی دل میداند. او هشدار میدهد که دیدن و قضاوت ناپخته میتواند عواقب بدی داشته باشد. همچنین، اشاره میکند که گفتار سبک و بیمغز تاثیری نخواهد داشت و سکوت میتواند سپری در برابر زبان تند باشد. در نهایت، به تأثیرات منفی افعال بد و دوری از خوبیها نیز اشاره میشود و قهرمانان و خوشیها را در سایه موانع و مشکلات میبیند.