نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۳۰۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

رهرو عشق کی اندیشه منزل دارد؟

کشتی بیجگران چشم به ساحل دارد

موج سد ره طوفان نشود دریا را

دل دیوانه چه پروای سلاسل دارد؟

نیست آیینه ما صاف چو شبنم، ورنه

می توان یافت که هر غنچه چه در دل دارد

گرچه مجنون سخن از محمل لیلی گوید

سخن مردم آگاه دو محمل دارد

نظر از دولت نظاره خود محروم است

قرب بسیار مرا دور ز منزل دارد

نیست مخصوص به خورشید به خون غلطیدن

عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد

صائب آن کس که بود با همه کس راست چو شمع

تا دم بازپسین جای به محفل دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و پایداری آن در برابر مشکلات و چالش‌ها صحبت می‌کند. شاعر به بررسی احساسات و افکار دیوانه‌وار ناشی از عشق می‌پردازد و به تضادهای موجود در این احساسات اشاره می‌کند. او می‌گوید که عشق نمی‌تواند به سادگی مانع از طوفان‌ها شود و دل دلداده‌ای که به آزادی و رهایی می‌اندیشد، نباید نگران زنجیرهای محدودکننده باشد. همچنین نشان می‌دهد که هر فردی در درون خود رازهایی دارد و عشق همواره با درد و رنج همراه است. در نهایت، شاعر به صداقت و راستگویی در روابط اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که باید در تعامل با دیگران صادق و روشن‌دل باشیم.