نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۳۱۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گوشه گیری که لب نان حلالی دارد

سی شب از گردش ایام هلالی دارد

نیست جویای نظر چون مه نو ماه تمام

خودنمایی نکند هر که کمالی دارد

آب بر حسن گلوسوز فشاندن ستم است

ور نه لب تشنه ما آب زلالی دارد

چشم حیران کند از قطره شبنم ایجاد

هر که چون لاله و گل چهره آلی دارد

صدف بسته دهان نیست ز گوهر خالی

نشوی غافل ازان دل که ملالی دارد

فکر آن موی میان برد ز من صبر و قرار

خواب تلخ است بر آن کس که خیالی دارد

بال طاوس به صد چشم نگهبان خودست

نیست ایمن ز خطر هر که جمالی دارد

هر که چون نافه سر خود به گریبان برده است

می‌توان یافت که رم کرده غزالی دارد

خال از اندیشه خط روز خوش از عمر ندید

وای بر اختر سعدی که وبالی دارد

نتوان نسخه ازان چشم ز شوخی برداشت

ور نه مجنون به نظر چشم غزالی دارد

قسمت دیده شورست ازو گریه تلخ

هر که هر روز چو خورشید زوالی دارد

پرده صبح امیدست شب نومیدی

دل سودازده امید وصالی دارد

از ادب نیست شدن دست و گریبان با شمع

ور نه پروانه ما هم پر و بالی دارد

گرچه از بزم تو دل حلقه بیرون در است

با خیال تو عجب صحبت حالی دارد

هر که در دایره ساده دلان نیست چو ماه

دل نبندد به کمالی که زوالی دارد

دل خون گشته‌اش از آب بود لرزانتر

هر که سر در قدم تازه نهالی دارد

چه ضرورست چو خورشید به درها گردد

هر که در پرده شب راه سؤالی دارد

دل زاهد نشود صاف به صوفی صائب

زشت از دیدن آیینه ملالی دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف ویژگی‌های افرادی می‌پردازد که با وجود داشتن کمالات و زیبایی‌ها، به خاطر دوری از حیا و خودستایی در عزلت و گوشه‌گیری به سر می‌برند. شاعر به تناقض میان زیبایی و غفلت اشاره می‌کند و می‌گوید که هر کسی که در نمایش کمال خود اختیار نکند، یقینا چیزهای ارزشمندی در درون دارد. او به معانی عمیق‌تری از عشق، امید و ناامیدی پرداخته و بر این نکته تأکید می‌کند که دل آدمی در مواجهه با زیبایی‌ها و عشق‌های دور می‌تپد و همواره در جستجوی وصال است. همچنین، شاعر به اهمیت دل و عواطف در شناخت و درک زیبایی‌های زندگی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که دل شاداب و مملو از عشق، خاصیت تفکر و امید به آینده را دارد.