نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۳۹۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بر ز نخدان تو هرکس که نگاه اندازد

گر بود خضر، دل خویش به چاه اندازد

گرد بر دامن دریای کرم ننشیند

ابر اگر سایه رحمت به گیاه اندازد

عقده مشکل ما را به نسیمی دریاب

تا به کی آه به اشک، اشک به آه اندازد؟

در گذر از سر نظاره آن قد بلند

کاین تماشا ز سر چرخ کلاه اندازد

دور باش مژه از هر دو طرف استاده است

زهره کیست بر آن چشم نگاه اندازد؟

شکوه در دل گره و جرأت گفتارم نیست

مگر این سلسله را اشک به راه اندازد

صائب از درد تغافل دل اگر خون گردد

به ازان است کسی رو به نگاه اندازد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق و اندوه شاعر است که به توصیف عشق، درد و امید می‌پردازد. شاعر از نگاه دیگران به خود احساس می‌کند و می‌گوید که اگر کسی به او نگاه کند، ممکن است دلش را به چاه بیندازد. او از نعمت‌های خداوند و رحمت‌های او یاد می‌کند و از مشکلات خود می‌گوید که با یک نسیم هم برطرف می‌شوند. همچنین به زیبایی‌ها و سختی‌های عشق اشاره دارد و احساس می‌کند که بیان دردش دشوار است مگر اینکه بغضش بترکد. در نهایت، شاعر به اشاره‌ای مبهم به دیگران می‌پردازد و ابراز می‌کند که درد او قابل فهم است و بهتر است کسی به آن توجه کند.