نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۵۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مزن بر سنگ پیش سخت رویان گوهر خود را

به هر آیینه تاریک منما جوهر خود را

تو ای پروانه عاجز، تلاش قرب آتش کن

که من از گرمی پرواز می سوزم پر خود را

ازان خورشید بر گرد جهان سرگشته می گردد

که بر فتراک صاحب دولتی بندد سر خود را

کسی تا چند پنهان چون زره زیر قبا دارد

ز بیم تیر باران حسودان جوهر خود را؟

نیم مجنون اگر در دامن گردون نیندازم

نهد گر بر سرم خورشید تابان افسر خود را

نیامد مهر تابان بر سر بالین من صائب

به خون رنگین نکردم تا چو شبنم بستر خود را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به اهمیت نشان دادن ارزش‌ها و قابلیت‌های خود اشاره می‌کند. او می‌گوید که نباید در برابر سختی‌ها و حسادت‌ها، گوهر وجود خود را پنهان کرد. به پروانه‌ای که تلاش می‌کند تا نزدیک آتش برود، اشاره می‌کند و بیان می‌کند که او نیز به دلیل گرمی پروازش می‌سوزد. شاعر از گردش خورشید و قرار گرفتن در معرض دنیا می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که نباید همچون فردی که زیر زره پنهان است، از ترس حسودان و مشکلات دست از نمایش فردیت خود برداریم. او به عدم ظهور خورشید (موفقیت) در زندگی‌اش اشاره کرده و می‌گوید که زندگی‌اش را با خون و درد نمی‌آمیزد تا به زیبایی و خلوص گلاب‌گونه‌اش رنگ ببخشد. به طور کلی، این شعر تشویق به جرات و خودباوری است.