نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۶۰۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

چون ز خط صفحه رخسار تو ضایع نشود؟

خط شبرنگ براتی است که راجع نشود

سخن خوب محال است که شایع نشود

نفس پاک براتی است که راجع نشود

یا سبو، یا خم می، یا قدح باده کنند

یک کف خاک درین میکده ضایع نشود

لازم حسن فتاده است پریشان نظری

حفظ پرتو نتوان کرد که ساطع نشود

بوسه هرچند که در کیش محبت کفرست

کیست لبهای ترا بیند و طامع نشود؟

این لب بوسه فریبی که ترا داده خدا

ترسم آیینه به دیدن ز تو قانع نشود

می شناسد همه کس سوخته عشق ترا

داغ سودا نه چراغی است که لامع نشود

حسن هرچند که در پرده در آغوش آید

ادب عشق محال است که مانع نشود

ورق حسن محال است نگردد صائب

هیچ متبوع ندیدیم که تابع نشود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با لحن عاشقانه و فلسفی به زیبایی‌های عشق و احساسات اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که زیبایی و عشق حقیقی هرگز ضایع نمی‌شوند و در هر شرایطی باقی می‌مانند. همچنین، او به قدرت و تاثیر عشق اشاره می‌کند، به طوری که حتی اگر عشق در خفا باشد یا دچار مشکل شود، باز هم تأثیرگذاری آن بی‌نظیر است. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که اگرچه زیبایی و عشق به صورت پنهان وجود دارند، اما هیچ‌گاه نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت یا از بین برد.