نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۶۳۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

چشم پرحرف و لب بوسه ربا می باید

حسن سهل است، ز معشوق ادا می باید

سنبل زلف ترا یک سر مو نیست کمی

گل رخسار ترا رنگ حیا می باید

به سر زلف تسلی نتوان کرد مرا

دست گستاخ مرا بند قبا می باید

نتوان دست به یک کاسه به یکسان کردن

کاسه و کوزه زهاد جدا می باید

نتوان رفت به یک پای فتادن از دست

پا چو از کار فتد دست دعا می باید

چند پرسی به ره عشق چه دربایست است

تیشه بر فرق سر و خار به پا می باید

برگ کاهی چه قدر راهنوردی بکند؟

جذبه ای از طرف کاهربا می باید

همه اسباب سفر کرده مهیا صائب

جنبش ابرویی از راهنما می باید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌های معشوق و دشواری‌های عشق اشاره می‌کند. او می‌گوید برای جذب عشق، چشمانی پرحرف و لبانی جذاب باشد، و زیبایی معشوق را با نمودهای مختلف توصیف می‌کند. شاعر بر این باور است که برای تسلی یا آرامش، باید به زیبایی زلف و چهره معشوق توجه کرد. او همچنین به تفاوت‌های موجود در روابط و احساسات انسانی اشاره دارد و تأکید می‌کند که عشق و زیبا به نظر رسیدن، نیازمند تلاش و فداکاری است. در نهایت، شاعر به این نکته می‌رسد که برای سفر در عشق، باید آماده باشیم و هر حرکتی از طرف معشوق می‌تواند هدایتگر ما باشد.