نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۶۴۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

از تماشا دل افسرده ما نگشاید

گره از غنچه پیکان به صبا نگشاید

آن که در خانه اغیار کمر باز کند

از کمر تیغ به کاشانه ما نگشاید

با حریفان همه شب در ته یک پیرهن است

آن که در خانه ما بند قبا نگشاید

زور می رحم به نومیدی ما خواهد کرد

محتسب گر در میخانه به ما نگشاید

صائب امید به ستاری یزدان داریم

که سر نامه ما روز جزا نگشاید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان غم و ناامیدی پرداخته و نشان می‌دهد که امید به بهبودی و رهایی از مشکلات از درون خود فرد نشأت می‌گیرد. شاعر می‌گوید که هیچ کس نمی‌تواند دل او را شاد کند و هیچ چیزی نمی‌تواند در این زمینه کمک کند. همچنین اشاره می‌کند که اگر شخصی از دیگران کمک بخواهد، امیدی به بهبود وضعیت خود ندارد. در نهایت، شاعر به ستار الیاس (خداوند) امید دارد که روزی در روز جزا به نامه‌اش رسیدگی کند.