نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۶۸۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ملایمت سپر خصم تندخو گردد

شراب شیشه شکن عاجز کدو گردد

به چشم خویش جهان را سیه کند چو عقیق

ز ساده لوحی خود هرکه نامجو گردد

صدف عبث دهنی باز می کند به سؤال

گهر چگونه برابر به آبرو گردد؟

کنند بوی شناسان غلط به ناف غزال

ز نقش پای تو خاکی که مشکبو گردد

رخی که دیده خورشید ازو پرآب شده است

چه لایق است به آیینه روبرو گردد؟

همیشه سبز بود حرف هرکه چون طوطی

ز وصل آینه قانع به گفتگو گردد

ز چار موجه به ساحل رساند کشتی خویش

ز خلق هرکه چو صائب کناره جو گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی نکات مختلفی از زندگی و انسانیت می‌پردازد. مولف به ملایمت و اهمیت درک در روابط انسانی اشاره می‌کند و به ویژگی‌های ظاهری و باطنی افراد می‌پردازد. او به سادگی و نادانی بعضی افراد که به‌دنبال مقام و نام هستند، انتقاد می‌کند و بر اهمیت صداقت و راستگویی تأکید دارد. در نهایت، شعر به زیبایی و هماهنگی طبیعی اشاره دارد و نشان می‌دهد که هر فردی باید به شایستگی و قابلیت‌های خود احترام بگذارد و در میان خلق خدا با هوش و آگاهی رفتار کند.