غزل شمارهٔ ۳۷۱۰ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ترا کسی که به گلگشت بوستان آرد
خط مسلمی باغ از خزان آرد
خدا به آن لب جان بخش بخشد انصافی
که بوسه ای ندهد تا مرا بجان آرد
چو مشرق از نفسش عالمی شود روشن
حدیث روی تو هرکس که بر زبان آرد
حجاب روی عرقناک یار، نزدیک است
که پیچ و تاب به گوهر ز ریسمان آرد
نمی کشد ز ره آورد خویشتن خجلت
به یوسف آینه آن کس که ارمغان آرد
یکی است حرف بزرگان، قیاس کن از کوه
که هرچه می شنود بر زبان همان آرد
به برگ سبز کند یاد باغبان صائب
سخن به اهل سخن هرکه ارمغان آرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و ارزشهای انسانی اشاره دارد. شاعر از زیباییهای طبیعت و عشق سخن میگوید و اهمیت ارتباط واقعی و حقیقی را مورد تأکید قرار میدهد. او به این نکته میپردازد که مانند باغبان که با برگ سبز یاد باغ را زنده میکند، انسانها نیز باید در ارتباط با یکدیگر خالصانه و با صداقت عمل کنند. در نهایت، شاعر به ارزش کلمات و بیانات اهل علم و ادب اشاره میکند که باید به درستی و با مسئولیت بیان شوند.