نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۷۴۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

شکفتگی ز می ناب تازگی دارد

نشاط در ره سیلاب تازگی دارد

درین زمانه که خون خوردن است بیدردی

شراب خوردن احباب تازگی دارد

درین بساط که آیینه خانه بر دوش است

گران رکابی سیماب تازگی دارد

به زخم من که ز الماس رو نمی تابد

نمک فشانی مهتاب تازگی دارد

تغافل تو به یک زخم کار عالم ساخت

ترحم از دل قصاب تازگی دارد

نظر به صبح بناگوش اوست موج سراب

اگرچه پرتو مهتاب تازگی دارد

میان تیره دلان دشمنی است رسم قدیم

نزاع آینه و آب تازگی دارد

ز پیچ و تاب من آن چشم شوخ دلگیرست

ز موج، شکوه گرداب تازگی دارد

غریب نیست ز سیل ایستادگی صائب

شکیب عاشق بیتاب تازگی دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌ها و تازگی‌های زندگی و عشق می‌پردازد. شاعر به مقایسه‌ی نشانه‌های شادی و سرزندگی در دل دنیای پر درد، از جمله تأثیر خوشی‌های کوچک مانند شراب و عشق می‌پردازد. او به تضادها و تناقضات زندگی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که حتی در میان درد و دشمنی‌ها، همچنان زیبایی‌ها و لذت‌ها وجود دارند. در نهایت، شاعر به شکیبایی عاشقانه اشاره می‌کند که در برابر مشکلات و چالش‌ها دوام می‌آورد و همچنان تازگی عشق را احساس می‌کند.