نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۸۶۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نشاط لازم نقص عقول می باشد

به قدر هوش وخرد دل ملول می باشد

ز زلف چون به خط افتادکارخوشدل باش

که این برات قریب الوصول می باشد

به خوش عیاری انگور بسته خوبی می

جنون خلق به قدر عقول می باشد

ببخش اگر ز تو خواهم مراد هر دو جهان

که میهمان کریمان فضول می باشد

کسی که زخمی شهرت شده است چون صائب

همیشه طالب کنج خمول می باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به رابطه‌ی شور و نشاط با عقل اشاره دارد و می‌گوید که این نشاط گاهی به نقص عقول می‌انجامد. او به زیبایی‌های عشق و خوشی‌ها اشاره می‌کند و توصیه می‌کند که باید به دل خوش بود. همچنین، از زلف معشوق به عنوان عامل خوشبختی یاد می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که کسانی که در جستجوی کمال و محبوبیت هستند، در واقع به دنبال آرامش و خلوت هستند. در نهایت، شاعر به احساس نیاز به چیزی فراتر از دنیا اشاره می‌کند و به نوعی انتقاد از جستجوی شهرت و نمایش‌گری می‌کند.