نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۸۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به دنیای دنی بگذار جسم پای در گل را

که نتوان راست گردانیدن این دیوار مایل را

مده در عالم پرشور دامان رضا از کف

که ساحل می کند تسلیم این دریای هایل را

مشو در خاکدان عالم از یاد خدا غافل

که نور ذکر، گوهر می کند این مهره گل را

تن بی معرفت نگذاشت دل را سر برون آرد

زمین شور در خود محو سازد تخم قابل را

نگردد باعث آسودگی نزدیکی دریا

زبان شکوه از خاشاک بسیارست ساحل را

بلا بر اهل غفلت از در و دیوار می بارد

ز هر خاری خطر چون تیر باشد صید غافل را

چه داند پیکر افسرده قدر روح را صائب؟

ز لیلی بهره ای غیر از گرانی نیست محمل را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی به پیچیدگی و دشواری‌های زندگی اشاره دارد. شاعر به ما هشدار می‌دهد که در دنیای پر از غفلت، نباید از یاد خدا غافل شویم و باید به عمق معانی و حقیقت زندگی توجه کنیم. او بیان می‌کند که دنیا به مانند گلی است که به ظاهر زیباست اما در باطن آکنده از خطر و مشکلات است. اهمیت آگاهی و ذکر خداوند در زندگی تاکید می‌شود و اشاره‌ای به اینکه انسان بدون معرفت نمی‌تواند دلش را آرام کند. شاعر همچنین به ناکامی و غفلت در زندگی اشاره دارد و می‌گوید افرادی که از حقیقت دورند، گرفتار بلا و مصائب می‌شوند. در نهایت، دقت در ارزش روح و معنا را یادآوری می‌کند.