نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۰۲۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

شکسته‌حالی من پیش یار باید دید

خزانِ رنگ مرا در بهار باید دید

اگر چه چون دل شب فیض من نمایان نیست

مرا به دیدهٔ شب‌زنده‌دار باید دید

مقام عرض تجمل میان دریا نیست

چو موج جوهرِ من در کنار باید دید

اگر چه در خَمُشی نیز جوهرم گویاست

مرا چو تیغ دَمِ کارزار باید دید

خراب‌حالی این قصرهای محکم را

ز روزنِ نظرِ اعتبار باید دید

مرا ز روز قیامت غمی که هست این است

که روی مردم عالم دوبار باید دید!

کجاست فرصتِ گرداندنِ ورق صائب

به‌ روی کار هم از پشتِ کار باید دید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بیان حال و هوای خود و احساساتش می‌پردازد. او می‌گوید که باید به حالت شکسته و درونش توجه کرد و از زیبایی‌های زندگی در ایام سخت غافل نشد. به ویژه، او به وضوح می‌گوید که وجود او به شکل واقعی در شرایط مختلف نمایان می‌شود و نباید او را تنها بر اساس ظاهر قضاوت کرد. او همچنین به ابتذال و گذرا بودن زندگی اشاره دارد و می‌گوید برای شناخت بهتر او، باید عمق وجودش را مشاهده کرد. در نهایت، او به تأمل در فرصت‌های زندگی اشاره دارد و می‌گوید که باید به کارهای خود از زوایای مختلف نگاه کرد.