نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۰۲۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بهار می رسد آماده جنون باشید

ز جوش لاله مهیای جام خون باشید

ز هر نسیم به گلزار می توان ره برد

چه لازم است مقید به رهنمون باشید

به خوشدلی گذرانید زندگانی را

اگر چو لاله وگل کاسه سرنگون باشید

فسون باده شما را به دام می آرد

اگر هزار خردمند وذوفنون باشید

به فکر پوچ مگردید چون حباب گره

ز رقص موجه این بحر آبگون باشید

ازان به داغ شما را جنون سراپا سوخت

که با هزار نظر واله جنون باشید

به نیم قطره قناعت کنید از دریا

که تا به قیمت و قدر از گهر فزون باشید

چو ابر باده شما را به چرخ می آرد

اگر چو کوه زمین گیر از سکون باشید

به نوبهار بنوشید باده چون صائب

بهار چون گذرد باز ذوفنون باشید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به استقبال بهار می‌رود و از خواننده می‌خواهد که آماده شور و نشاط باشد. او تأکید می‌کند که انسان باید مانند گل‌ها با خوشدلی و سرزندگی زندگی کند و از هر نسیمی که به او می‌رسد، لذت ببرد. همچنین اشاره می‌کند که نباید به افکار بی‌ثمر و پوچ دچار شود و باید به شادی و رقص زندگی توجه کند. شاعر می‌گوید که انسان باید در مسیری مناسب گام بردارد و از زندگی به بهترین نحو بهره‌مند شود. او همچنین به لزوم استفاده از زیبایی‌های زندگی مانند باده اشاره می‌کند و از خواننده می‌خواهد که با عبور از بهار، همچنان به سینما و هنر ادامه دهد. در نهایت، باید از فرصت‌های زندگی بهره ببرد و از آن لذت ببرد.