نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۰۴۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دیوانه را به دامن صحرا که می برد

طفل یتیم را به تماشا که می برد

مکتوب خشک سلسله پای قاصدست

موج سراب را سوی دریا که می برد

راه نسیم نیست در آن زلف تابدار

از بیدلان پیام به دلها که می برد

جایی که زلف حلقه بیرون در بود

نام دل شکسته ما را که می برد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی توصیفی از احساسات عمیق و تصویرسازی است. شاعر به دیوانه‌ای اشاره می‌کند که به دامن صحرا برده می‌شود، مانند یتیمی که برای تماشا به جایی می‌رود. در این بین، از مکتوبی یاد می‌شود که پیام‌هایی را به همراه دارد. همچنین، نسیم و زلف تابدار به مثابه موانع ارتباطی معرفی شده‌اند و در انتها، شاعر به عواطف خود اشاره می‌کند و می‌پرسد که نام دل شکسته‌اش به کجا می‌رود. این متن پر از نمادها و احساسات مرتبط با عشق و جدایی است.