نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۰۵۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

راهی که مرغ عقل به یک سال می‌پرد

در یک نفس جنون سبکبال می‌پرد

چشم گرسنه را نکند سیر جمع مال

در خرمن است و دیده غربال می‌پرد

حرصش فزون ز خاک شود همچو چشم دام

چشم ندیده‌ای که پی مال می‌پرد

دولت ز آستان فنا جو که این هما

از سرگذشتگان را دنبال می‌پرد

بگذر ز آرزو که به جایی نمی‌رسد

چندان که دل به شهپر آمال می‌پرد

زین آتشی که در جگر تشنه من است

همچو سپند عقده تبخال می‌پرد

در مطلب بلند به همت توان رسید

عنقا به کوه قاف به این بال می‌پرد

ایام عمر زود به انجام می‌رسد

زینسان که ماه می‌رود وسال می‌پرد

پامال کرد اگر چه مرا جلوه‌های او

گوشم همان به نغمه خلخال می‌پرد

غافل مشو ز آه ضعیفان کز این نسیم

افسر ز فرق دولت و اقبال می‌پرد

صائب چو یاد گردش آن چشم می‌کنم

هوش از سرم چو مرغ سبکبال می‌پرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعاتی چون بی‌فایده بودن حرص و طمع، گذر زمان و عدم تحقق آرزوها می‌پردازد. شاعر به تصویر کشیدن مرغ عقل و پروازهای بی‌هدف آن اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که تلاش برای جمع‌آوری ثروت و مال، انسان را سیر نخواهد کرد. او همچنین به درد و تشنگی درونی خود اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که در نهایت، عمر ما به سرعت به پایان می‌رسد و باید از آرزوهای بی‌پایان دست برداشت. در نهایت، شاعر به یادآوری ضعف‌های انسانی و آسیب‌های ناشی از آنها می‌پردازد و این احساس را منتقل می‌کند که زندگی باید در مسیر صحیح و با تمرکز بر ارزش‌های واقعی پیش رود.