نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۰۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مسخر کرد خط عنبرین رخسار جانان را

پری آورد در زیر نگین ملک سلیمان را

لب جان بخش او را نیست پروای خط مشکین

سیاهی نیل چشم زخم باشد آب حیوان را

یکی صد شد ز خط عنبرین آن حسن روزافزون

شبستان سرمه روشندلی شد شمع تابان را

چو شد نومید ازان رخسار نازک قطره شبنم

ز برگ لاله و گل بر جگر افشرد دندان را

به طفل نی سواری داده ام دل را ز بی باکی

که بر شیران کند انگشت زنهاری نیستان را

مکن تعجیل در قطع علایق چون سبکساران

به همواری برون آور ز چنگ خار دامان را

گر از اوضاع دنیا درهمی صائب نظر وا کن

که بیداری بود لاحول، این خواب پریشان را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوقه‌ای می‌پردازد که با وجود خط و خیال‌هایش، از ناشناخته‌ها می‌گذرد. شاعر به قدرت عشق و زیبایی اشاره می‌کند و می‌گوید که زیبایی او با وجود تمام زخم‌ها و مشکلات زندگی همچنان تابناک است. همچنین، شاعر به این نکته اشاره دارد که هر چقدر فرد برای قطع روابط و مشکلات تعجیل کند، در نهایت باید با صبر و آرامش به سمت حل مسائل حرکت کند. در نهایت، شعر به بیداری از خواب‌های پریشان دنیوی دعوت می‌کند و به بینش عمیق‌تری در مورد واقعیت‌های زندگی اشاره دارد.