غزل شمارهٔ ۴۰۶۹ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
روی تو اشک را ز چکیدن برآورد
بوی تو وحش را ز رمیدن برآورد
گر پرتو جمال تو برآسمان فتد
چشم ستاره را ز پریدن برآورد
دیوانگی است سلسله پای کودکان
مجنون غزال را ز رمیدن برآورد
بازآ که از قیامت شوق جمال تو
وقت است نامه بال پریدن برآورد
نتوان کشید خار تو از پا مگر کسی
این خار را به پای کشیدن برآورد
رنگ چمن ز دیدن گلچین پریده است
آه آن زمان که دست به چیدن برآورد
حیرت نگر که ماهی مسکین میان آب
از شوق آب بال پریدن برآورد
دل خون شده است حیرت دیدار او مگر
این قطره را ز دست چکیدن برآورد
صائب نماز زلزله واجب شود به خلق
چون دل ز شوق بال تپیدن برآورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و احساسات عاشقانه و شوق را به تصویر میکشد. شاعر با استفاده از تصاویری چون اشک، بوی وحش، نور جمال، و دیگر عناصر طبیعی، عشق و عاشقانه بودن را بیان میکند. اشاره به دیوانگی و شوق افراد به خاطر زیبایی معشوق نشاندهنده تأثیر عمیق او بر دلهاست. در نهایت، شاعر از شور و شوقی سخن میگوید که حتی بر پدیدههای طبیعی نیز تأثیر میگذارد. این اشعار بیانگر عشق عمیق و حیرت شاعر نسبت به معشوق است.