نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۱۰۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

کلفت ز چرخ دیدهٔ بیدار می‌کشد

روزن ز دود بیشتر آزار می‌کشد

زحمت درین بساط به قدر بصیرت است

سوزن ز پای راهروان خار می‌کشد

از بس گَزیده شد دلم از گفتگوی خلق

خود را به گوشهٔ دهن مار می‌کشد

بی‌نقش شو که آینهٔ روی آن نگار

از طوطیان گرانی زنگار می‌کشد

هموار زود می‌شود از نقش دل‌پذیر

هر سختیی که تیشه ز کهسار می‌کشد

خواهد چنین بلند شدن گر غبار خط

آخر میان ما و تو دیوار می‌کشد

از عشق ناگزیر بود حسن بی‌نیاز

یوسف چه نازها ز خریدار می‌کشد

ایمن ز کج‌روان نتوان شد به هیچ حال

خط بر زمین ز رفتن خود مار می‌کشد

خواری است قسمت گل بی‌خار بیشتر

صائب ز حسن خلق خود آزار می‌کشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی مشقت‌ها و رنج‌هایی می‌پردازد که انسان در زندگی با آن‌ها روبروست. شاعر با استفاده از تصاویری مثل "کلفت ز چرخ" و "روزن ز دود" به بیان احساسات درونی خود و آسیب‌های اطرافش می‌پردازد. او به تبعات گفتگوهای بی‌فایده و گزنده اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چطور دلش از این گفتگوها آزرده شده است. همچنین به تأثیر عشق و زیبایی‌ها بر زندگی و دشواری‌هایی که ناشی از این احساسات بوجود می‌آید، اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره دارد که زندگی پر از خاری است و افراد به‌دلیل ویژگی‌های خود، گاهی طعمه آزار دیگران می‌شوند. این شعر بررسی عمیقی از دردها و زیبایی‌های عشق و زندگی است.