نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۱۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نمی خواهیم روی تلخ ابر نوبهاران را

به مشت خار ما سرگرم کن آتش عذاران را

ز چشم شور زاهد جام در دستم نمکدان شد

سزای آن که در مجلس دهد ره هوشیاران را!

غبار عاشقان چون گردباد از پای ننشیند

گره نتوان زدن در سنگ، خاک بی قراران را

به زخم چنگل شاهین بساز ای کبک بی پروا

به رعنایی بریدی تیغ چندین کوهساران را

چه لازم کلک صائب را گهرریزی سبق دادن؟

چرا ریزش دهد تعلیم کس ابر بهاران را؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به حسرت و غم‌هایی اشاره دارد که در زندگی وجود دارد. شاعر از تلخی‌های بهاری تا غم عاشقان و زخم‌هایی که بر دل دارند، سخن می‌گوید. او به زاهدان هشدار می‌دهد که نباید دیگران را با دیدگاه‌های خمود خود آزار دهند و همچنین در مورد عشق و آرزوی نیل به آرامش صحبت می‌کند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که زیبایی‌ها و آموزه‌ها نباید با سختی‌ها و تلخی‌ها زیر سؤال بروند.