نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۲۱۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

اول ثنای عشق فصیحان اداکنند

آری طعام را به نمک ابتدا کنند

نقش مراد طرح به اقبال می دهند

جمعی که تکیه گاه خود از بوریا کنند

ظاهر شود که خلق چه دارند در بساط

در کشوری که یوسف ما رابها کنند

زخم دهان شکوه نمایان نمی شود

مردم به قدر حاجت اگر اکتفا کنند

نتوان میان حسن ومحبت دویی فکند

از هم چگونه شیر وشکر را جدا کنند

باشد به از ملایمت مردم خسیس

اهل کرم درشتی اگر با گدا کنند

عالم حریف دشمنی ما نمی شود

ما را اگر به بیکسی ما رهاکنند

صائب جماعتی که به معنی رسیده اند

تسخیر دل به یک سخن آشناکنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و محبت و نحوه بیان آن است. شاعر آغاز به تحسین عشق می‌کند و می‌گوید که همچون طعام که با نمک آغاز می‌شود، باید عشق را نیز با کلام نیکو آغاز کرد. او به نگاه مردم به یکدیگر اشاره دارد و می‌گوید که برخی افراد، برای نشان دادن خود، به چیزهای ظاهری تکیه می‌کنند. شاعر همچنین بر اهمیت محبت و حسن در روابط تأکید می‌کند و بیان می‌کند که نمی‌توان عشق و محبت را از هم جدا کرد. او به دلیل خاصیت نرم‌خویی و بزرگواری اهل کرم اشاره کرده و به دشواری‌های روابط انسانی و تنهایی‌های خود می‌پردازد. در انتها، شاعر به قدرت کلمات در تسخیر دل‌ها اشاره می‌کند و بیان می‌کند که معنای عالی و عمیق می‌تواند دل‌ها را به دست آورد.