نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۲۵۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

طغیان نفس بیش به وقت غنا شود

مار ضعیف بر سر گنج اژدها شود

از بوی پیرهن گذرد آستین فشان

از دست هر که دامن فرصت رها شود

چون تیر راست، گرد هدف می کند طواف

از بار درد قامت هر کس دو تا شود

ساز سیاه، دیدن همکار سینه را

آیینه چون به آب رسد بی صفا شود

از شبنم غریب اقامت مدار چشم

در گلشنی که بوی گل از گل جدا شود

آن غنچه ای که بود بر او تنگ لامکان

در تنگنای چرخ چه مقدار وا شود

صائب گره گشاده نمی گردد از گره

محتاج را چه عقده ز محتاج وا شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی حالات و مواقعی اشاره دارد که در آن انسان به تمایل‌ها و خواسته‌های نفسانی خود دچار طغیان می‌شود. شاعر با مثال‌هایی از طبیعت و زندگی، نشان می‌دهد که در زمان‌های خاص و فشارهای روحی، مشکلات و تنگناها بیشتر نمایان می‌شوند. احساسات و آرزوها می‌توانند فرد را به سمت درد و رنج بکشانند. همچنین، اشاره به این دارد که در شرایط نامساعد، انسان نمی‌تواند به راحتی از گره‌ها و مشکلات خود خلاص شود. به طور کلی، شعر درباره تنش‌های درونی و پیچیدگی‌های زندگی انسان‌هاست و اینکه چگونه باید با این چالش‌ها مواجه شوند.