نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۲۵۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چینی اگر ز سنبل زلف تو وا شود

خون از دماغ مشک روان درختا شود

صد پیرهن عرق کند از شرم، ماه مصر

یک عقده گر ز بند قبای تو وا شود

این شیوه ها که من زمیان تو دیده ام

مشکل به صد عبارت نازک ادا شود

بگشای لب که آب شود گوهر از حجاب

بنمای رخ که آینه محو صفا شود

آب گهر به چشم صدف اشک حسرت است

آنجا که لعل او به شکر خنده وا شود

خط شکسته است مرا خط سرنوشت

بال هما به طالع من بوریا شود

محراب صبح، گوشه ابرو بلند کرد

ساقی مهل نماز صراحی قضا شود

هر کس به ذوق معنی بیگانه آشناست

صائب به طرز تازه ما آشناست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چهره و زلف او می‌تواند حتی طبیعت و عناصر دیگر را تحت تأثیر قرار دهد. او با زبان استعاره‌های عمیق از احساسات و زیبایی‌های عشق سخن می‌گوید و از قدرت نافذ نگاه و لبخند معشوق یاد می‌کند. شاعر به نوعی از حکمت زندگی و سرنوشت نیز اشاره دارد و به این نکته می‌رسد که هر کسی به نوعی با عمق عشق و زیبایی آشناست. در نهایت، اشاره‌ای به زمان و قضا و قدر نیز دارد که به کیفیت و تأثیرات زیبایی‌های عشق بر زندگی پرداخته است.